تصادف کردم.
خیلی شدید ... ماشین داغون شد ، خوشبختانه یا متاسفانه خودم فقط ضرب دیدم.
نمیدونم دونستن جزئیاتش براتون جالب یا نه ! با کسی تصادف نکردم به بشکه های وسط اتوبان کوبیدم که توش پر از بتون به جای آب !
بگذریم
یکی از دوستان تو قسمت نظرات این شعر زیبا رو گذاشته بودن که دوست دارم شما هم بخونین :
داد و بیداد از این روزگار
ماه را دادند به شبهای تار ای باران
ای باران ای باران
ماه را داند به شبهای تار
ای باران بر کوه و دشت و هامون ببار ای باران
ببار ای باران ببار
با دلم گریه کن خون ببار
در شبهای تیره چون زلف یار
بهر لیلی چو مجنون ببار ای باران
دلم خون شد خون ببار
بر کوه و دشت و هامون ببار
به سرخی لبهای سرخ یار
به یاد عاشقهای این دیار
به یاد عاشقهای بیمزار ای باران