افسانه جومونگ Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 28 دی ماه سال 1386
آب زنید راه را هین که نگار می​رسد
آب زنید راه را هین که نگار می​رسدراه دهید یار را آن مه ده چهار راچاک شدست آسمان غلغله ایست در جهانرونق باغ می​رسد چشم و چراغ می​رسدتیر روانه می​رود سوی نشانه می​رودباغ سلام می​کند سرو قیام می​کندخلوتیان آسمان تا چه شراب می​خورندچون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما مژده دهید باغ را بوی بهار می​رسدکز رخ نوربخش او نور نثار می​رسدعنبر و مشک می​دمد سنجق یار می​رسدغم به کناره می​رود مه به کنار می​رسدما چه نشسته​ایم پس شه ز شکار می​رسدسبزه پیاده می​رود غنچه سوار می​رسدروح خراب و مست شد عقل خمار می​رسدزان که ز گفت و گوی ما گرد و غبار می​رسد
جمعه 28 دی ماه سال 1386
در دل و جان خانه کردی عاقبت

در دل و جان خانه کردی عاقبتآمدی کآتش در این عالم زنیای ز عشقت عالمی ویران شدهمن تو را مشغول می​کردم دلاعشق را بی​خویش بردی در حرمیا رسول الله ستون صبر راشمع عالم بود لطف چاره گریک سرم این سوست یک سر سوی تودانه​ای بیچاره بودم زیر خاکدانه را باغ و بستان ساختیای دل مجنون و از مجنون بترکاسه سر از تو پر از تو تهیجان جانداران سرکش را به علمشمس   تبریزی  که   مر هر  ذره   را

هر دو را دیوانه کردی عاقبتوانگشتی تا نکردی عاقبتقصد این ویرانه کردی عاقبتیاد آن افسانه کردی عاقبتعقل را بیگانه کردی عاقبتاستن حنانه کردی عاقبتشمع را پروانه کردی عاقبتدوسرم چون شانه کردی عاقبتدانه را دردانه کردی عاقبتخاک را کاشانه کردی عاقبتمردی و مردانه کردی عاقبتکاسه را پیمانه کردی عاقبتعاشق جانانه کردی عاقبتروشن و فرزانه کردی عاقبت
یکشنبه 23 دی ماه سال 1386
اگه دنیامو بخوای

اومدی معجزه کردی

نمیدونی که چه کردی

اومدی دنیامو ساختی

اومدی فردامو ساختی

 

اگه دنیامو بخوای

من به تو نه نمیگم

خواب شبهامو بخوای

من به تو نه نمیگم

آسمونمو بخوای

من به تو نه نمیگم

اگه جونمو بخوای

من به تو نه نمیگم

 

من به تو نه نمیگم

نه، به تو نه نمیگم

 

اومدی صد تا بهار دادی به من

همه گلهاشو میارم واسه تو

اومدی بردی منو به خواب عشق

همه رویاشو میارم واسه تو

اومدی تا دل من تو رو بخواد

من تمناشو میارم واسه تو

اومدی ماه رو آوردی واسه من

همه شهاشو میارم واسه تو

 

اگه دنیامو بخوای

من به تو نه نمیگم

خواب شبهامو بخوای

من به تو نه نمیگم

آسمونمو بخوای

من به تو نه نمیگم

اگه جونمو بخوای

من به تو نه نمیگم

 

من به تو نه نمیگم

نه، به تو نه نمیگم

 

 

از در که خیال تو میاد

شب من یک شب مهتابی میشه

از زلال برکه های آرزوم

ماه رویای تو آفتابی میشه

 

از وجود خودته رویای من

میدونم مال توئه فردای من

 

میدونی...میدونی...میدونی

میدونی حق توئه دنیای من

   1      2      3      4      5    >>