چهارشنبه 21 آذر ماه سال 1386
باور کن...
باور کن صدامو صدایی که تلخ و خسته ست
باور کن قلبمو باور کن قلبی که کوهه اما شکستست
باور کن دستامو باور کن که ساقه ی نوازشه
باور کن چشم منو باور کن
که یک قصیده خواهشه
وسوسه عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردنه
اسم کسی با صدامه
اسم تو هر اسمی که هست
مثل غزل ه عاشقانست
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه ست
باور کن اسممو باور کن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل شبنم
درختم درخت خشکی تو دست تگرگم
باور کن همیشه باور کن
که من به عشق صادقم
باور کن حرفمو باور کن
که من همیشه عاشقم
باور کن قلبمو باور کن قلبی که کوهه اما شکستست
باور کن دستامو باور کن که ساقه ی نوازشه
باور کن چشم منو باور کن
که یک قصیده خواهشه
وسوسه عاشق شدن
التهاب لحظه هامه
حسرت فریاد کردنه
اسم کسی با صدامه
اسم تو هر اسمی که هست
مثل غزل ه عاشقانست
پر وسوسه مثل سفر
مثل غربت صادقانه ست
باور کن اسممو باور کن
من فصل بارون برگم
مطرود باغ و گل شبنم
درختم درخت خشکی تو دست تگرگم
باور کن همیشه باور کن
که من به عشق صادقم
باور کن حرفمو باور کن
که من همیشه عاشقم



فروردین 1387